تبليغاتX
ساش




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آرشیو موضوعی :



ساعت:



موزیک:





آخرین سلام اولین خداحافظی

d 

آخرین سلام - اولین خداحافظی

به خاطر همه ی خواب های خودمان

رویاهای نشکفته ای که در فاصله ی سلام ها و خداحافظی ها زیر تگرگ می مانند و بهانه هایی که بوی باران می دهند...

 

آخرین خداحافظی

همیشه ، بهانه ی اولین سلام است

آخرین سلام

بهانه ی اولین خداحافظی

به سکوت قسم

که بی بهانه ی رفتن می شوی

اگر کلامی از من

پژواک تمنایت نباشد

اگر دستی در آستانه ی در

آمدنت را دعا نکند

و اگر هوایی حوالی خوابهایت

بارانی نشود

d

سلام به همه دوستانی که در این مدت به من سر زدن

والا دیگه دانشگاه قبول شدم و فکر نکنم بتونم زیاد آنلاین بشم

یه چیز دیگم هست که دیگه اصلا حوصله وبلاگ نویسی رو ندارم

از وبلاگ نویسی هم زیاد خاطرات خوشی ندارم....

دیگه اگه خوبی بدی دیدید

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

حتما حقتون بوده

این شعری هم که اون بالا نوشتم تا حالا چند باره خوندمش

ولی من که نفهمیدم منظورش چیه....

فکر کنم خود شاعرش هم نفهمیده چی گفته

خوب دیگه .....در این لحظه رهایی خود را از بند این وبلاگ اعلام میکنم

این وبلاگ با تمام خاطرارت خوب و بدش به تاریخ پیوست

فکر کنم ایدیمم عوض کنم

....

اخه هر روز ۲۰ تا میل الکی واسم می یاد

اعصاب واسه ما نزاشته

 

بدرود همه دوستان خوب من

 

bye


[+] نوشته شده توسط ساش در 1:45 بعد از ظهر | |







عشق یعنی

 love

عشق يعني رفتن راه وفا


عشق يعني پرواز در حال و هوا


عشق يعني جذب تو ترك جفا


عشق يعني چشم مست و بي ريا


عشق يعني سينه اي صاف از طلا


عشق يعني دو قلب از اوج نور


عشق يعني انتهاي يك غرور


عشق يعني مستي و ديوانگي


عشق يعني با جهان بيگانگي


عشق يعني بت پرستش يك خدا


ديدنت در اوج آنجا انتها


عشق يعني يك تخيل خواب ناز


عشق يعني با تو بودن يك نياز


عشق يعني لاله ها رنگ صفا


عشق يعني دوري و زجر و وفا


عشق يعني ديدن روياي تو


عشق يعني عشق و عشق و عشق تو 


[+] نوشته شده توسط ساش در 8:24 بعد از ظهر | |







به نام عشق

به نام عشق

به نام عشق ما دلها شکستیم

برای قلب خود قلبی شکستیم

به هرجا رفته ام حرف از عشق است

اگر عشق است چرا دنیا چنین است

ندانستیم ما مفهوم عشق را

ندانستیم ما عشق تنها یک لغت نیست

دلیل گفتنش هم یک هوس نیست

به هر احساس ما گفتیم عشق است

سپس گفتیم که جز ما عاشقی نیست

برای گفتنش پروا نکردیم

به هر بی سر و پا گفتیم عاشق گشته ایم ما

به نام عشق ، عشق را پایمال کردیم

به نام عاشقی ، عاشقان را بد نام کردیم

چرا با یک نگاه گفتیم عاشق گشته ایم ما

مگر مفهوم عشق در یک نگاه است

چرا اسم هوس را عشق گفتیم

به خود گفتیم عشق است این هوس نیست

بیا با دل خود رو راست باشیم

برای یک هوس عاشق نباشیم


[+] نوشته شده توسط ساش در 11:18 قبل از ظهر | |







یار من

یار من

دلم سوی تو می آید خدایا

مرا دریاب که من خسته ترینم

مرا ارامشی ده جاودانه

که من خود را دگر تنها نبینم

در این دنیا همه گفتند که یار مایند

در این دنیا دگر تنها نمانم

ولی حالا که من تنها ترینم

از این یاران که من خیری ندیدم

همه وقت خوشی با ما بودند

ولی حالا چرا اینجا نماندند

خدایا ، تو خود گفتی که یار بی کسانی

ندارم من کسی تو باش یارم

تو را من می پرستم یار خوبم

تو را من دوست دارم خالق من

تو را من شکر گویم هر شب و روز

که گشتی یار من ای خالق من


[+] نوشته شده توسط ساش در 2:45 بعد از ظهر | |







کمک از خدا

کمک از خدا

دلم در سرزمین غم ، دارد امیدی

امیدی که جز او من ندارم هیچ مریدی

امید من همان مخلوق زمین است

امید من خدای حق تعالی ست

خدایا ، تنها تویی تنها امیدم

خدایا با تو ام ای خالق من

تو خود من را در این دنیا نهادی

سپس گفتی که این خوب است و آن بد

به من هر چه که لازم بود دادی

به جای آن همه لطف و کرامت

به من گفتی که ای بنده ی من

قدم بردار در راهی که گفتم

سپاسم کن ، نباش از یاد من هرگز توغافل

به من گفتی که دارم من هوایت

چه در رنج و چه در سختی

چه در شادی چه در غم

چنین شد پیمان من و پروردگارم

از آن روز شکست این پیمان هزار بار

ولی از یک طرف ، از جانب من

برای همین گفتم که او مهربان ترین است

خدایا ، من تو را دارم ، تو را دارم

ندارم من کس دیگر

تو خود یاری کن مرا ای خالق عالم

ندارم من کس دیگر


[+] نوشته شده توسط ساش در 7:19 بعد از ظهر | |







محرم

محرم

امروز می خوام بهتون بگم یه داستان غم انگیزو

شاید تا حالا شنیده باشید هزار بار اینو

ولی بدون که هیچ کدومش داستان نیست

این قضیه اتفاق افتاده ، و هیچ شکی توش نیست

چیزی که می خوام بگم ، یه جنگ نا برابره

جنک هفتادو دو تن در مقابل هزاران کثافته

جنگی که به یه بچه شش ماهه هم نشد رهم

نمی خوام حرفای دیگران و دوباره تکرار بکنم

می خوام طوری دیگه حالیت کنم این قضیه رو

می خوام عزیز ترین کستو یادت بیاری

حالا فکر کن تو مراسم تشیع جنازشی

چی شد جا خوردی دلت گرفت

حالا خودتو بزار جای اون دختری که

وقتی سر بابا رو دید قلب تهی کرد

نمی تونست باور کنه که این سر باباشه

خواست دیگه تو این دنیا نباشه

اونم مثل باباش تو آسمونا باشه

می دونم هیچ کسی احساس اونو نمی فهمه

ولی سعی کن بفهمی دلیل مردنشو

حسین جون شو داد که اسلام زنده بمونه

میدونم این جمله رو از همه زیاد شنیدی

ولی شده به مفهومش یه بار فکر کنی

اسلامی که پیامبر، 3سال مخفی اونو تبلیغ کرد

بعد با کلی مشقت اونو تسبیط کرد

اسلامی که واسش علی از حقش کذشت

اسلامی که حسن و واسه اون ذهرش دادن

اره این اسلام داشت از بین می رفت

حسین بود که با خونش دوباره زندش کرد

ولی منو و تو خوب جوابشو دادیم

به اسم مسلمونی هر کاری می کنیم

ما با مسلمون واقعی فاصلمون زیاده

ما فقط اسممون مسلمون و شیعست

ولی بیا از امروز ، راه حسین و دنبال کنیم

آخه جز این دنیا یه دنیای دیگه ای هم که هست


[+] نوشته شده توسط ساش در 1:16 قبل از ظهر | |







عشق کلاغ و قناری

عشق کلاق و قناری

داستان عشق یک کلاغ به یک قناری

طبق معمول همیشه یکی بود یکی دیگه نبود

به جز خدای مهربون هیچ کیی نبود

توی این روزگار عجیب و غریب

یک آقا کلاغه بود که عاشق یک قناری بود

این کلاغ قصه ی ما بختش از روز اول مثل پرهاش سیاه بود

حالا هم که روزگارش از پرهاش سیاه ترشده

این کلاغ قصه ی ما دیگه از صدای غار غار خسته شده بود

دیگه از رنگ سیاه خسته شده بود

طفلی حقم داره آخه کلاغا 400 سال عمر می کنن

هرکی هم جای اون بود دپ می شد

دیگه جونش به لبش رسیده بود

می خواست که جدا بشه

اونم خوش تیپ بشه

خوش صدا بشه

که بعد ایالش همون خانم قناری بشه

خلاصه رفت و کلی گریم کرد

پرهاشو رنگ کرد

منقارشو عمل کرد

خلاصه یه جورایی خودشو آدم کرد

رفت خواستگاری همون خانم قناری

خانم قناری که زوق زده شده بود

آخه طفلی خاستگار که به خودش ندیده بود

خلاصه ندیده و نشناخته پسند کرد

آخه طفلی حقم داشت

شوهر به این خوش تیپی رو کی رد کرده

دیگه آقا کلاغه فکر می کرد که خوش بخت ترین کلاغ دنیاست

نمی دونست بنده خدا که تازه اینجا اول راست

آقا کلاغه رفت و یک آشیونه ساخت

که دیگه به زندگیش یک سرو سامونی ببخشه

ولی اون آشیونه که مخصوص کلاغا بود اونجا که جای قناری ها نبود

خانم قناری به پای عشقش تو اون آشیونه موند

ولی دلش گرفت و پجمرد

آخه اونجا که جای اون نبود

تو اونجا جز سیاهی رنگی نبود

قشنگ ترین صدا تو اونجا غارغار کلاغا بود

آقا کلاغه که نمی تونست ببینه غم همسرشو

از اونجا رفتند پیش قناری ها

دیگه اونجا خانم قناری حالش خوب شده بود

ولی بیچاره آقا کلاغه دلش گرفته بود

آخه اونجا همه خوش صدا بودن

وسط اونا چه طوری غارغار کنه

بعد یه مدت آقا کلاغه ناراحتی عصبی گرفت

سیماش قاطی پاطی شده بود و به جای غارغار ، واق واق می کرد

بردنش دکتر که اونجا بلکم خوب بشه

دکتر گفت شرمنده این حالش خیلی وخیمه

گفتن چاره کار چیه دکتر

دکتر گفت ببرینش به همون جایی که از اونجا اومده

اخه اون دلتنگ خونشه

ولی اگه برن اونجا

دل خانم قناری میگیره

موندن سر دو راهی

یا جدایی

یا پچمردگی و آوارگی

راستی تو بودی چی کار می کردی؟؟؟؟

 

این قصه من بود شرمنده اگه یه کم تلخ بود

ولی چیزی که هست حقیقت بود


[+] نوشته شده توسط ساش در 1:18 قبل از ظهر | |







من پذیرفتم

به سوی خدا

بعد یک عمر ، که از آن قصه ی تلخ می گذرد

بعد یک عمر ، که از مرگ دلم می گذرد

بعد از آن حادثه ای که همه ی حق , من بودم

بعد از آن که همه ، فریب و نیرنگ بودند

من پذیرفتم که من بد بودم

آری .... آری

من در آن حادثه ، از همه بدتر بودم

من که کردم همه را بازیچه

خود ز یک بازیچه شدن نالیدم

من نه بازیچه ی دست دگران ، بلکه بازیچه ی هوس خود بودم

بعد از آن حادثه ، از همه گشتم جدا

فرصتی شد که در آن تنهایی ، بار دیگر به خودم باز آیم

فرصتی شد که به درگاه خدا بازآیم

به درگاه همان هستی بخش

به درگاه همان خالق زیبایی ها

به درگاه همان ، که بودم جدا از یادش

به درگاه همان ، که حتی ز نفس بود به من نزدیک تر

به درگاه همان معبودی ، که می دید گناهانم را

به درگاه همان معبودی ، که بخشید به من هر چه که از او خواسته بودم

به درگاه همان معبودی ، که بخشید و ز من هیچ نخواست

به درگاه همان معبودی ، که به راز دل من آگاه است

به درگاه خدایی ، که خدایی شایسته ی اوست

آری .... آری

باز هم گشته بودم خجل و روسیاه

روسیاه نزد همان معبودم

که شده بودم جدا از یادش

خجل از این همه نا فرمانی

خجل ازاین همه گناهان زیاد

خجل از آن همه نعمت که به من بخشیده

آری .... آری

شیرین ترین حادثه بود  ، آن حادثه ی تلخ

 


[+] نوشته شده توسط ساش در 0:38 قبل از ظهر | |







بیوگرافی یاس

یاس

یاسر بختیاری در 30 خرداد 1361 در تهران متولد شد او در سن 16 سالگی ابتدا با گوش دادن به

موسیقی رپ کار خود را آغاز کرد و این زمانی بود که پدرش از سفرهای تجاری اش از آلمان

برگشت و برای او آخرین سی دی توپاک و سایر موسیقی های هیپ هاپ را آورد . پس از مرگ

ناگهانی پدرش ، یاس با پذیرش مسئولیت خانواده و مراقبت از آنها مواجه شد . با بدهی هایی که

 پدرش برجا گذاشته بود به سختی قادر بود که از عهده خانواده و مخارج زندگی بر آید . یاس در

سن 18 سالگی مجبور شد تمام آرزو های دانشگاه خود را کنار بگذارد و دانشگاه را ترک کند و

شروع به کار نمود تا از کل خانواده حمایت نماید . این مقارن با زمانی بود که او شروع به نوشتن

 شعر نمود و سپس شعرها رابه موسیقی تبدیل کرد . این اولین راهی بود که او را با ذهن و فکر

پدرش نزدیک میکرد . پس از زلزله بم در ایران ، یاس از جان باختن بسیاری از مردم

ایران ( تقریباً 50 هزار نفر ) در این حادثه ، به شدت ناراحت شد و او آهنگ " بم " را برای اولین بار

 نوشت و این آغاز حرفه خوانندگی او بود . او تشخیص داد که از طریق موسیقی رپ می تواند به

 مردم نزدیک شود و می تواند به سادگی و ساده تر از تمام فرم های موسیقی که فقط شامل چند

دسته خواننده و شعر است تمام منظور خود را بیان کند . و فهمید که از طریق موسیقی ، قادر

است به مردم الهام ببخشد و الهام بخش میلیون ها جوان ایرانی باشد ، سپس او تصمیم گرفت تا

 آهنگ های خود را برای دولت مطرح کند و مجوز ارائه یک آلبوم را بگیرد . او از مقامات اداری

 سالیان زیادی پاسخ نشنید . او تلاش زیادی کرد و بارها و بارها سبک آهنگ های او را ( رپ ) مورد

 استهزاء قرار دادند تا جایی که می گفتند شبیه خواندن روزنامه است . تا زمانی که با تلاش های

 او ، برای 6 آهنگ از 10 آهنگ او ، مجوز توسط دولت جمهوری اسلامی صادر شد ، او گفت که من

 در آهنگ هایم نفرین نمی کنم و راجع به س..ک..س و تخلفات چیزی نمیگویم ، من می خواهم با

 افتخار در جلوی خانواده ام آهنگ هایم را اجرا کنم

آهنگ من معمولاً با گله و شکایات از جامعه آغاز

 میشود . اما پایان آن همیشه امید است . و اهمیت این کار ، الهام بخشیدن به نسل جدید است تا

از بهترین قوه پتانسیل و نهفته ی خود بهره بگیرند . در ضمن ما به این نیاز داریم و به این ترتیب در

طول مدت کوتاهی یاس توانست از خواندن در جلوی یک دسته ی کوچک از مردم برای تمام ایران

 بخواند . موسیقی و آهنگ های او ، هم اکنون به وسیله ی میلیونها نفر دانلود می شود و به آن

گوش می دهند و در وبسایت ها و پرشین بلاگ های مختلف می توان آنها را دید . در

 سال 2006 ، یاس آهنگ " سی دی رو بشکن " را نوشت و این درباره یک هنرپیشه ی زن ایرانی

 بود که قربانی لو رفتن فیلم شخصی خود شده بود . رسوایی کار این قربانی تا جایی پیش رفت

 که او کار خود را از دست داد . در آواز های یاس ، افرادی مورد انتقاد قرار گرفتند که در پخش

 کردن رسوایی مردم دخیل بودند و از آنها خواست تا این کار شرم آور را متوقف کنند

این آهنگ ، باعث شد تا جوانان ایرانی تکانی بخورند و هزاران نفر نوشتند و اعتراف کردند

 که این کار ( پخش سی دی ) را کنار گذاشتند و سی دی مذکور را شکستند . این آهنگ

به وسیله میلیونها نفر فقط در ایران گوش فرا داده شد و دانلود گردید . آهنگ های یاس

از آب های بین المللی نیز فراتر رفته و هم اکنون صدای نسل جدید چه در ایران و چه

 در خارج شده است و البته اغلب به او " توپاک فارسی " لقب داده اند . آهنگ " هویت من " با

افتخار میراث فارسی توسط او خوانده شد و یاد آور فیلم جنجال بر انگیز 300 بوده است . این

آهنگ به نوعی سوال و جواب ملی بوده که برای نسل های جوانتر به ویژه یهودیان ایرانی که

 مایلند تا خود را به فرهنگ و تاریخ غنی ایران ربط دهند بوده است . موسیقی او دارای یک فرم

استاندارد جدید برای رپ فارسی می باشد و الهام گرفته از بسیاری از رپرهایی است که با پیام

 های مثبت و پر مفهوم وارد موسیقی می شوند . او با سایر موسیقیدانان همکاری دارد و قصد او

 معرفی رپ فارسی به جهان است . ضمناً یاس پیام امید و وحدت خود را به همه ی دنیا فرستاده

 است و به وسیله رسانه های گروهی جهان از او مصاحبه به عمل آمد که شبکه CNN و BBC و

نشنال جغرافیا از آن جمله هستند . او همچنین قراردادی را با شرکت نشر موسیقی آمریکا " مدیبیا

 " به امضا رساند . انتشارات اِور گرین ( همیشه سبز ) ( اورگرین ، خانه ی آخرین کاتالوگ توپاک

 شاکور است که به وسیله آن مجوزی برای آواز خانی یاس و توپاک برای نشان دادن پل فرهنگی

 میان آن ها صادر شد ) . پس از عملکرهای موفق او در لندن و دوبی در سال 2008 ، یاس اخیراً

 موزیک جدیدی را نوشت و ضبط کرد و برای شنوندگان ایالات متحده اجرا خواهد کرد . سفر او تا

 سال 2009 در اروپا و استرلیا ، ادامه خواهد داشت

یاس


[+] نوشته شده توسط ساش در 9:47 بعد از ظهر | |







غدیر خم

امام علی

عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت

امیر المومنین علیه السلام

بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خورشيد چراغکي ز رخسار عليست

 مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست

هرکس که فرستد به محمد صلوات 

 همسايه ديوار به ديوار عليست

عید غدیر مبارک

حضرت علي مي فرمايند

بنده ديگران مباش كه خدا تو را آزاد آفريده است

از آنچه پديد نيامده نپرس. كه آنچه پديد آمده براي سرگرمي تو كافي است

سخن بگوييد تا شناخته شويد.... زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است

عبرتها چه فراوانند و ............ عبرت پذيران چه اندك

از نافرماني خدا در خلوت ها بپرهيزيد. زيرا همان كه گواه است داوري كند

ناتوانترين مردم كسي است كه از اصلاح خود ناتوان باشد

دست نيافتن به گناه نوعي عصمت است

هيچ چيز بدتر از ترسو شدن نيست

خودپسندي موجب لغزش است

جهل و ناداني بدترين دردهاست

نفس تو نزديكترين دشمن توست

سبب دوستي بخشندگي است


[+] نوشته شده توسط ساش در 11:54 بعد از ظهر | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.j28.ir & www.bia2funny.ir & www.TakTemp.com

BAHAR 20.COM

خدمات وبلاگ نويسان