X
تبلیغات
ساش - تکه کلام های عاشقانه
تنها ترین من تنها نزار منو

عاشقانه

 عمرم به جز غم و محنت ندیدم هم دمی دیگر
ندارم طاقت این زندگانی دمی دیگر
بنازم غیرت غم را دمی نگذاشت تنهایم
برای مردنم اورد هم دمی دیگر
زبس از غم وفادیدم شدم شرمندی ان هم
خدایا خجلت غم هم برایم شد غمی دیگر

دلم عاشقت نمیشه اینو خوب بدون همیشه
چون من از اهن و سنگم تو از جنس شیشه


سفر کردم به گورستان صباهی
 شنیدم ناله و افغان و اهی
شنیدم کله ای با خاک می گفت
که این دنیا نمی ارزد به کاهی

وقتی رسیدی به خرابه ای نزن حرف چرند
این گونه نشینان که نشستن همه اهل ادبند
با ادبق باش که خاصیت مهمهان ادب است

ز دنیای که ندارد کسی یار کس
 یارب ای کاش نیفتد کار کسی به کس

 

روزگاری که جنون رونق بازارم بود
تو نبودی که بیایی به خریداری دلم

دو تا سرو بلند بودیم بر هم
جدا گشتیم هر دو می خوریم غم
نه دستم می رسد ان گل بچینم
نه ان سرو بلند سر می کند خم

دل می خواهد امین ات باشم ای ول
سر کوچه کمینت نشینم ای ول
همان ساعت که از حمام می ایی
خودم فرش زمینت باشم ای ول


دلم می خواهد با تو یار باشم
چو دونه در میان انار باشم
چو دونه در میان انار شیرین
چو بلبل محرم گلزار باشم


دلم می خواهد که دلدارم تو باشی
بنفشه پای دیوارم تو باشی 
بنفشه پای دیوارم کجای
که از یارم دیدم بی وفایی

دگر شب شد که من بیدار باشم
چو قمری بر لب دیوار باشم
بگردم دست به دست پهلو به پهلو
دلم می خواهد که مکتب دار باشم

رفیق دیشب امشب کجای
نهادی بر دلم داغ جدایی
اگر دانم که اخر مال مایی
بسازم بر سرت باهر غصه و غم


ستاره اسمان می شومارم امشب
ببالینم نیا بیمارم امشب
ببالینم نیا که کشته می شی چون
تمام دشمنان به خاطر بیماریم بیدارن امشب


هفت شهر عشق شهر اول : نگاه و دلربايي
 شهر دوم : ديدار و اشنايي
 شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي
شهر چهارم : بهانه. فکر. جدايي
شهر پنجم : بي وفايي
 شهر ششم : دوري و بي اعتنايي
شهر هفتم : اشک . اه . تنهايي

مکتب عشق بسوزه که چنین خوارم کرد
درس عشق امدو بیزارم کرد
دیدی که سربازی چه اورد به سرم
دست دخترم مادر شودو من هنوزم پسرم


دو تا سرو بلند بودیم بر هم
جدا گشتیم هر دو می خوریم غم
نه دستم می رسد ان گل بچینم
نه ان سرو بلند سر می کند خم

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط ساش | 

بهت نمیگم دوست دارم  قسم می خورم که دوست دارم.      

        بهت نمیگم  هر چی بخوای بهت میدم چون همه چیز من تویی.

       اگه یه روز چشات پر اشک شد دنبال شونه ای گشتی تا گریه کنی

      صدام کن قول نمی دم اشکاتو پاک کنم  منم باهات گریه میکنم.

      اگه دنبال مجسمه سکوتی گشتی تا سرش داد بزنی صدام کن قول میدم ساکت بمونم.

      اگه دنبال خرابه ای گشتی تا نفرت رو در اون دفن کنی صدام کن قلب من تنها خرابه وجود توست.

      اگه یه روز صدات کردم که بهت نیاز دارم بهم نگو کجایی فقط یه لحظه چشماتو

ببند و بهم فکر کن

دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 10:8 بعد از ظهر  توسط ساش | 

من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود

به من گفتي كه دل دريا كن اي دوست، همه دريا از آن ما كن اي دوست، دلم دريا شد و دادم به دستت، مكش دريا به خون پروا كن اي دوست

در پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم,بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نري

افسوس... آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد ... براي آن چه از دست رفته آه ميكشيم

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سكوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترك من و توست كه گاهي نمي توانيم در چشمهاي يكد يگــرنگــــاه كنيم

 
عشق يعني قطره قطره آب شدن... در وفــور اشـک يـار گـــريان شـــدن عشق يعني بر دلي چيره شدن... دست از جان شستن و مـجنون شـــدن عشق يعني در حضور باران طوفان شدن... در کنار قاصدک رقصيدن و پرپر شدن عشق يعني در عميق قلب يار ساکن شدن... بر دامان وي افتادن و بي جان شدن عشق يعني در پي باد رفتن و راهي شدن... از فراز کوه ها بگذشتن و پيدا شدن


بسه تنهايي ديگه توي قفس......بسه اين قفس بدون همنفس....ديگه بسه تشنگي بدون آب.....خوردن فريب و نيرنگ سراب ....واسه هر کي دل من تنگ ميشه ..... تا ميفهمه دلش از سنگ ميشه .....دوستي از رو زمين پاک شده.....مردي و مردونگي خاک شده....هرکي فکر خودش تو اين زمون ....

هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 2:5 قبل از ظهر  توسط ساش | 

ديگه يار نمي خوام وقتيكه مي بيني عشق دوروغه  چراغش بي فروغه

آخه وقتي كه وفا نيست عشقو عاشقي چيست؟؟؟

 

بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنارش باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد ... باعث ريختن اشك هاي تو نمي شود
 

 

نقش كردم رخ زيباي تو بر خانه دل........خانه ويران شدوآن نقش به ديوار بماند

 

داني كه چرا زميوه ها سيب نكوست نيمش رخ عاشق است و نيمش رخ دوست

 آن زردي و سرخي كه درآن مي بيني زردي رخ عاشق است و سرخي رخ دوست.

 آن دوست كه بي وفاست دشمن به از اوست... آن نقره كه بي بهاست

آهن به از اوست

 

در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ،

 هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد

 

آن كس كه مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود كه به شوق من آمده باشد،

رهگذري بود روي برگهاي خشك پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها

 همان آوازي بود كه من گمان ميكردم ميگويد:            دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط ساش | 

 

عشق

همیشه کسی رو دوست داشته باش که برات ارزش قائله!

همیشه و در همه جا به یادته !   از ناراحتیهات غصه اش بشه..!  از خوشحالیهات به

وجد بیاد..!   تو رو واسه خودت بخواد..!  وقتی چند روز ندیدت...

از دوریت دلتنگت بشه!   وجودت رو خالصانه ستایش کنه!

 

واسهء شکستن يه دل فقط يه لحظه وقت مي خواي...اما واسه اينکه از دلش در بياري شايد هيچ وقت فرصت نداشته باشي

 

سخاوت را از ابر بياموزيم که ذره ذره آب مي شود تا زمين تشنه را سيراب کند.

 

هرگز نمي توانيد کسي را مجبور به دوست داشتن خود بکنيد زيرا عشق و علاقه ديگران نسبت به شما آيينه اي از کردار و اخلاق خود شماست !

 

شما نمي توانيد ديگران را مجبور كنيد كه دوستتان داشته باشند ولي مي توانيد به كسي تبديل شويد كه دوستش مي دارند

 

دستم بوي گل ميداد مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند اما هيچکس فکر نکرد که شايد من گلي کاشته باشم

 

محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نميدارد

انسان به همان اندازه كه مي تواند عاشق كسي باشد . مي تواند از او متنفر هم شود

 

يادمان باشد از امروز خطاي نکنيم.گر چه در خود شکستيم صداي نکنيم.يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بي سرو پاي نکنيم.

 

هميشه تو زندگي آدما يه چيزايي هست كه هرچي سعي مي كنن نمي تونن اونارو عوض كنن

 

از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما مي رسد نه آنچه آرزويش را داريم.

 

رازت را به کسي نگو ! وقتي خودت نمي تواني آن را حفظ کني چگونه از ديگران انتظار داري که آن را برايت حفظ کنند

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 2:17 قبل از ظهر  توسط ساش | 

 

نه مي توانم خود را از تو پس بگيرم ، نه تو را پس بدهم تو مرا گرفته اي يا من

  تورا، نمي دانم. ولی می دانم عاشق همیم

 

 

هيچ‌گاه ويتريني نداشته‌ام؟ تا دلم را در آن به نمايش بگذارم. در قامت يک

 فروشنده دوره‌گرد عاشق تو شدم. از اين روست که تمام خيابانهاي شهر؟ عشق

  مرا مي‌شناسند حال؟ در قامت يک ديوانه دوستت مي‌دارم و تمام ديوانه‌هاي شه

 ر عشق مرا مي‌شناسند

 

 

در سرزمين من عشق کم بهاست در سرزمين من عشق را به پول سياهي ، به کينه

 اي پوشيده در چادر لبخند و به حسرتي پنهان پشت يک قطره اشک مي فروشند در

  سرزمين من آدم هايي هستند از جنس سنگ سياه

 

 

مرامت را بنازم اي صدف هرگاه دلت از آسمان آبي و درياي پر امواج مي گيرد

 دهانت بسته مي گردد دلت پر غصه مي گردد و عشق تو به آن دريا چنان پاك و

 چنان خالص كه همچون دُر سفيد و ناب مي گردد و دريا همچنان كف بر لبِ اين

 آسمان آبي و ساحل به دنبال افق گردد

 

 

اگه مي‌دونستي قطره بارون وقت دور شدن از ابرا چه حسي داشت، اگه مي‌دونستي

  يه بندر وقت رفتن كشتيها چه تنها ميشه ، اگه مي‌دونستي درخت كاج وقت پر

 كشيدن پرنده‌ها چه غمگين ميشه اگه مي‌دونستي رفتنت چه آتيشي به جونم كشيد

  اون وقت اين قدر راحت نمي‌گفتي : خداحافظ

 

 

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم

وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد

 

  

هي دلم مي گيرد از آدم هايي كه در پس نگاه سردشان با لبخندي گرم فريبت

مي دهند دلم مي گيرد از خورشيدي كه گرم نمي كند و نوري كه تاريكي مي دهد

ازكلماتي كه چون شيريني افسانه ها فريبت مي دهند دلم مي گيرد از سردي چندش

 آور دستي كه دستت را مي فشارد و نگاهي كه به توست و هيچ وقت تو را نمي

بيند از دوستي كه برايت هديه دو بال براي پريدن مي آورد و بعد پرواز را با منفور

  ترين كلمات دنيا معني مي كند گاهي حتي از خودم هم دلم مي گيرد

 

 

 زندگی واسه ما آدما مثل دفتر ۲۰۰ برگه اولش خوش خط مینویسی و دوست داری

 به اخرش برسی وسطاش خسته میشی بد خط مینویسی و هی برگه حروم میکنی

  اما اخرش که رسید جا کم میاری حسرت میخوری که چرا برگه هاشو حروم کردی

 

 

 روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم.. تنهائی را دوست دارم چون بی وفا

 نیست.. تنهائی را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام.. تنهائی رادوست دارم

 چون عشق دروغین درآن نیست.. تنهائی را دوست دارم چون خدا هم تنهاست..

 تنهائی رادوست دارم چون در خلوت وتنهائیم در انتظار خواهم گریست وهیچ کس

  اشکهایم را نمیبیند.. اما از روزی که تو رادیدیم نوشتم.. ازتنهائی بیزارم چون

 تنهائی یاد آور لحظات تلخ بی تو مردنم است .. 

 

 

زندگى عشق است،عشق افسانه نيست آنكه عشق راآفريدديوانه نيست عشق آن

نيست كه كنارش باشى عشق آنست كه بيادش باشى

 

 

 زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند. زندگي شيرين است، مثل شيريني

 يك روز قشنگ. زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز. زندگي زيبايي

  است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز. زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش

 اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي

 مثل زمان در گذر...

 

 

کسایی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم. ما گریه می کنیم برای کسایی

  که به فکرمون نیستن. و ما به فکر کسایی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی

 کنن. این حقیقت زندگیه

 

              

چشمان مهربان تو مینویسم حکایت بی انتهای عشق را تا بدانی که محبت وعشق

 را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم به پاکی چشمانت قسم که تا ابد دوستت

 دارم...

 

 

روزي كه عشق وارد خانه قلبم شد او را نشناختم، مدتي طول كشيد تا با او آشنا

شدم ، از او خوشم آمده بود ، خواستم به او بگويم براي هميشه در خانهقلب من

بمان اما قبل از اين كه من به او بگويم ، به من گفت آمده ام براي هميشه اينجا

بمانم

 

 

پيداست هنوز شقايق نشدي زنداني زندان دقايق نشدي وقتي که مرا از دل خود مي

 راني يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ

است که بادرد موافق شده است عاشق نشدي وگر نه مي فهميدي پاييز بهاريست

 که عاشق شده است

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 1:11 قبل از ظهر  توسط ساش | 

من از کران اسمان تا عرش دل مینویسم ...

 برای تو تا بماند یادگاری در قلب مهربانت...

 

من گمشده ای هستم که با امدنت زندگی پر خزان و قلب پاییزی من به بهاری لطیف تبدیل شده...

 

من از خرابه های هرزگی دل میایم من از کوچه های نمناک باران میایم از سر خوردگی دوران میایم تا تو اری تویی که وجود پاکت قلب ناارام...

 

 مرا تبدیل به اهو بره ای میکند که خواهان شیر از مادرش هست...

ای مهربان ترین عزیزم من....

 

 این بار با نگاه پاک معصومت زیبا ترین تابلو را از ابتلای الهی ترسیم کن و نقش نگار دل را به اوج وصال برسان....

 

بیا ای واژه پر بهانه من برای زیستن...

 

 بیا با امدنت بشکن نگاه ملموس شب و با چشمان نافذ و مهربانت شیشه تنهایی و درد مرا و بشکن سکوت شب نیمه شبان خسته دل رابر دست نسیم فراموشی بسپار....

 

بدان من خسته دلی هستم که از کارزار سر نوشت میایم پس بیا و التیام بخش زخم های خنجر خورده من باش زخم هایی که از بازی سرنوشت به یادگار مانده برایم....

 

نمیدانم چه بگویم زبانم بر کان دهانم چسبیده  خسته ام سوز گدازی بر جانم فتاده من گمشده در خویشم من فراموش شده پیشینیان هستم و:

گمشده در اینده ای مبهم.....

 

به راستی من سزاوار این نیستم که این چنین باشم من با بالی سوخته پر پرواز دل میخواهم که اوج گیرم انقدر اوج گیرم که نفرین سر نوشت هم بر گرد سایه تاریک روحم نیافتد...

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط ساش | 

جملات عاشقانه

خیلی وقته از چشام بی تو بارون می باره

 دل ناامید من تو رو آرزو داره

  ای همیشگی ترین آه ای دورترین

 سوختن کار من است نگرانم منشین

 

راست می گفتی تو دیگر اکنون دیرست

دوستی ودوری آخرین تدبیرست

راست می گفتی تو باید از عشق برید

ازچنین پایانی به سر آغاز رسید

 

شکستی و شکستم

 گسستی و گسستم

چه بودی و چه بودم

چه هستی و چه هستم

 

تورها از من باش ای برایم همه کس

زیرآوارقفس مانده ام من زنفس

تو و خورشید بلند من و شب های قفس

بعد از این با خودباش یاد تو ما را بس


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 1:44 قبل از ظهر  توسط ساش | 

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو یا دل ازدیدن تو سیر شود بعدبرو ای کبوتر به کجا؟ قدر دگر صبر بکن آسمان پای پرت پیر شود بعد برو نازنینم تو اگر گریه کنی بغض من نیز می شکند خنده کن عشق زمین گیر شود بعد برو یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد باش ای نازنین خواب تو تعبیر شود بعد برو ...

 بیهوده مکن عمر گران صرف رفیقان ، عمر صرف کسی کن که دلش جان تو باشد ، امروز کسی محرم اسرار کسی نیست ، ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست .

 دوست داشتن را بايد از دختر بچه ها ياد گرفت. آنها در مقابل محبتي كه به عروسك خود مي كنند از او انتظار محبت متقابلي ندارند آنها بدون هيچ توقعي عروسكشان را دوست دارند . دوست داشتن واقعي يعني همين

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 2:16 قبل از ظهر  توسط ساش | 

 

يکی بود، يکی نبود!

 

 اونی که بود تو بودی،اونی که تو قلب تو نبود من بودم.

 

يکی داشت، يکی نداشت!

 

اونی که داشت تو بودی ، اونی که غير تو کسی رو نداشت من بودم.

 

يکی خواست، يکی نخواست !

 

اونی که خواست تو بودی، اونی که نخواست از تو جدا شه من بودم.

 

يکی گفت ، يکی نگفت:

 

اونی که گفت تو بودی ، اونی که دوست دارم رو به غیر تو نگفت من بودم.

 

يکی موند ........يکی رفت....................!

 

برگرد............................   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 2:13 قبل از ظهر  توسط ساش | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
ساش
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
آرشیو موضوعی
اس ام اس
عشقولانه
دانلود
عشق به خدا
کد آهنگ برای وبلاگ
جملات عارفانه
ترفند موبایل
ترفند یاهو
ترفند ویندوز
تکه کلام های عاشقانه
بیوگرافی بازیگران
نامردی در عشق
دل شکسته عشق
عشق
مولا علی (ع)
شب قدر
بیوگرافی خوانندگان
عشق سوخته
خدانگهدار عشق من
دل غم زده
داستانهای عاشقانه
در انتظار عشق
تنهایی
دوستت دارم
من با تو
بیوگرافی بازیکنان سطح اول فوتبال دنیا
لعنت بر عشق
حرفای دل من
اعتماد به نفس
روانشناسی
دانلود جدیدترین آهنگ ها
مطالب خنده دار
تفاوت های زنان و مردان
مطالب خنده دار و آموزنده
دانلود جدیدترین نرم افزارها
داستانک های جالب و خواندنی
کارت گرافیک کامپیوتر
جدیدترین اخبار کامپیوتر
سریال کره ای افسانه جومونگ
یاس بهترین رپر ایرانی
محرم و امام حسین (ع)
پیوندها
وبلاگ خوانندگان رپ ایران
بزرگترین کتابخانه الکترونیکی ایران
خاطرات من
عشق همیشگی
لیلی نام تمام دختران
وبلاگ سارا
وب سایتی برای آپلود عکس شما
وب سایتی برای دریافت قالب های زیبا و آپلود عکس
تنها ترین گل عاشق
نوشتن خونی و فرستادن برای دوستان
تغییر وبلاگ به وب سایت
یک سایت توپ واسه آپلود عکس هایتان
عاشقان استقلال تهران
قصه تنهایی من
دلم گرفته
آلوچه-نمکی
ورود ممنوع
دست خط روزگار
دختری با کفشهای نایک
زندگی
سایتی جالب برای فهمیدن وضعیت دوستمان در یاهو
طرفداران یاس
ابدیت
لپ تاپ فروشی
هوس های دخترانه
متین دو حنجره
درون من
سکوت آخر
دنیای موبایل و طراحی بنر رایگان
ستاره ی ساحل غم
دانلود کتاب
محال
پخش مستقیم کربلای معلا
دریافت ایمیل در گروه
روانشناسی
کتابخانه خوب
کتاب برنامه نویسی توپ
روانشناسی*ازدواج*
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM